نتایج تحلیل نشان میدهد که شدت انتشار کربن دی اکسید در هر سه کشور، با وجود کاهش محسوس از اوایل دهه ۲۰۰۰، همچنان بهطور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی است. این شدت بالای انتشار عمدتا ناشی از وابستگی ساختاری به سوختهای فسیلی، فناوریهای کم بازده تبدیل انرژی، فرسودگی زیرساختهای تولید برق و نفوذ محدود فناوریهای نوین بهرهوری انرژی است.
در میان این کشورها، قزاقستان بهدلیل اتکای گسترده بخشهای تولید برق و گرمایش به زغال سنگ، بالاترین میزان انتشار سرانه کربن دی اکسید را دارد و این بخشها سهم عمدهای از انتشار ملی را تشکیل میدهند. در ازبکستان، الگوی انتشار عمدتا تحت تاثیر وابستگی شدید به گاز طبیعی، بهویژه در تولید برق و کاربردهای صنعتی، قرار دارد. در مقابل، قرقیزستان اگرچه از ترکیب تولید برق نسبتا کم کربن و مبتنی بر نیروگاههای برق آبی برخوردار است، اما با تلفات قابل توجه انرژی و مصرف غیربهینه در بخش خانگی، بهویژه در فصل زمستان، مواجه است.این پژوهش با استفاده از دادههای بلند مدت آژانس بین المللی انرژی (IEA)، بانک جهانی و منابع آمار ملی، روند تغییرات عرضه اولیه انرژی، ظرفیت تولید برق، مصرف نهایی انرژی و انتشار کربن دی اکسید در بخشهای مختلف را بررسی کردهاست.
توجه ویژه این مطالعه به انتشار کربن دی اکسید ناشی از تولید برق و گرما، بخش حمل و نقل و صنایع معطوف شدهاست. زیرا این سه بخش، مهمترین منابع انتشار کربن دی اکسید در منطقه محسوب میشوند. اگرچه میزان انتشار کربن دی اکسید به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلی (GDP) در هر سه کشور کاهش یافتهاست که نشاندهنده جدایی نسبی رشد اقتصادی از افزایش انتشار گازهای گلخانهای است، اما مقدار مطلق انتشار در دورههای رشد اقتصادی همچنان بالا باقیمانده یا حتی افزایش یافتهاست. این یافته نشان میدهد که صرفا بهبود بهرهوری اقتصادی برای دستیابی به کاهش چشمگیر انتشار کافی نیست و تحقق این هدف مستلزم تحولات ساختاری عمیق در سامانههای انرژی ملی است.این مقاله همچنین مروری جامع بر چارچوبهای سیاستگذاری انرژی و اقلیم در این کشورها ارائه میدهد که شامل اهداف توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، راهبردهای افزایش بهرهوری انرژی و برنامههای بلند مدت کربن زداییاست. در این میان، قزاقستان و ازبکستان سیاستهای بلندپروازانهتری را در پیش گرفتهاند، از جمله برگزاری مزایدههای رقابتی برای پروژههای انرژی تجدیدپذیر، توسعه گسترده نیروگاههای خورشیدی و بادی، و تدوین راهبردهایی برای تولید هیدروژن کم کربن. در مقابل، تمرکز اصلی سیاستهای قرقیزستان همچنان بر توسعه نیروگاههای برق آبی است. اما فرسودگی زیرساختها، محدودیت منابع مالی و آسیبپذیری در برابر تغییرات اقلیمی و نوسانات منابع آبی، روند پیشرفت این کشور را با چالش مواجه کردهاست.با وجود تدوین سیاستهای مختلف و پذیرش تعهدات بین المللی در زمینه مقابله با تغییرات اقلیمی، این پژوهش چندین مانع ساختاری و نهادی پایدار را شناسایی میکند که اجرای موثر برنامههای کاهش انتشار را با مشکل روبرو ساختهاند. از جمله این موانع میتوان به یارانههای سوختهای فسیلی، دسترسی محدود به منابع مالی اقلیمی، نبود ثبات در قوانین و مقررات، ضعف ظرفیتهای نهادی و فاصله میان تدوین سیاستها و اجرای عملی آنها اشاره کرد.
افزون بر این، با وجود ظرفیت بالای همکاریهای منطقهای برای افزایش امنیت انرژی و تسریعگذار به سامانههای کم کربن از طریق تجارت فرامرزی برق، این همکاریها همچنان در سطحی محدود باقی ماندهاند.
در پایان، مقاله نتیجهگیری میکند که تسریع روند کربنزدایی در کشورهای آسیای مرکزی مستلزم اتخاذ رویکردهای سیاستی یکپارچه و هماهنگ است. این رویکرد ها باید مجموعه ای از اقدامات مکمل را در بر گیرند که از جمله مـهـمتـرین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ـ توسـعـه گـسـتـرده و هـدفـمـنـد انرژیهای تجدیدپذیر
۲ـ بـهـبـود مـسـتـمر و نـظـاممـنـد بـهـرهوری انرژی در تمامی بخشها
۳ـ اصلاح تـدریـجـی یـارانـههـای سـوختهای فسیلی
۴ـ تـقـویـت ظـرفـیتها و توانمندیهای نهادی
۵ـ گـسـتـرش هـمکاریهای منطقهای در حوزه انرژی و محیط زیست




